دوستت دارم ...
اگر تو نباشی: بی تعارف و مبالغه بگم همه چیز طعم زهر را خواهد داشت حتی عسلی كه از همه به گل سرخ شبیه تر است
اگر تو نباشی: از اینجا میروم و آسمان را هر چند شیرین و شفاف با خود نمی برم آنقدر دور میشوم كه نسیمی از كنارم عبور نكند و چشمم به چشم ستاره ای نیفتد
اگر تو نباشی: نه شعر می گویم نه با ماهی ها حرف میزنم نه شبها به آغوش ستاره ها پناه میبرم فقط صبح تا شب خاطرات صدفهای شكسته را مرور میكنم تمام این باغ ها . شقایق ها. سنجابهای بازیگوش . رودهای پر جنب و جوش . اقیانوس های آرام و دیوارهای بی بام با توست كه زیباست
اگر تو نباشی: چه خواب باشم چه بیدار حتم دارم روزگار تكه كاغذی هست افتاده در گوشه خیابانی دراز خیابانی كه پای هیچ عاشق به آن باز نشده است
اگر تو نباشی : چه در كنار پنجره بایستم چه در شبستانی نمورو بی نور بنشینم اشتیاقی برای دیدن آفتاب ندارم و دوری تو را حتی به اندازه ی یك نفس كشیدن تاب ندارم
پس چرا رفتی و منو با كوله باری از غم تنها گذاشتی چرا جوانه عشق را در دلم خشكاندی
چرا چرا چرا ؟؟؟
روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
آن من سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم؟
بگذرم اگر از سر پیمان
می کشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
سلام تصمیم گرفته بودم تا وقتی به این غمکده سر نزده منم دیگه نیام........
ولی کم آوردم . الان قریب به ۴ روز که برگشتم و بهش نزدیک شدم ولی هنوز موفق به دیدن این فرشته زمینی نشدم...
شاید هنوز نیامده؟؟؟ شاید هم.......
نکنه خدای نکرده اتفاقی براش افتاده اگه موی از سرش کم شه خودمو هیچ وقت نمی بخشم چون نتونستم علاقمو بهش ثابت کنم>شاید راهشو بلد نبودم یا نیستم ولی اون تنها عنصر خوشبو و معطر زندگی منه.....
انشاالله که اتفاقی نافتاده.....
اسمش احمد
خلاصه این چند وقتی که ازش دور بودم از زندگیش کمی اطلاعات جمع کردم چون دوستش دارم ...
بار ها بهش گفتم ولی قبول نمیکه الان قریب به ۳سال این کلمه ورد زبونم شده ...
دوستت دارم

میتونم بهش زنگ بزنم چون شمارشو دارم ولی شدت علاقه ای که بهش دارم این اجازه را بهم نمیده آخه می ترسم ناراحت بشه>
ولی اگه صبرم لبریز شد نمیتونم جلوی خودمو بگیرم و....
من چکار کنم که دوست داشتنم تنها از روی صداقت بوده نه چیز دیگه...
منو باید بیشتر درک کنه....
من منتظر همشگیش بودم و هستم و خواهم بود.
به امید روزی که دل کوچک و غمخوار من با محسوس بودن وجودش در کنارم آرام گیرد و مرا در این مسیر بی منتها ی زندگی همراهی کند تا شاید دوباره لذت خوشبختی را در این دوران محدود حس کنم...
آری من عاشقم.
به امید روزهای خوب....
خواهش می کنم جواب بده
خداحــــافظ نگو وقتي هنوز در گيــر چشماتم
خداحافــــظ نگو وقتي تا هرجا باشي هـمراتم
تو اون گرماي خــــــورشيدي که ميري رو به خاموشي
نمــــي دوني چـــقدر سخـــته شده ســـرده فرامــــــوشي
شـبي که کـــــوله بــارت رو ميــون گريـــه مي بــستي
يه احساسي به من مي گفت هنوزم عاشــــقم هســـــتي
خداحـــافظ نگـــو وقتي هـــنوز در گيـــر چشماتم
خــــداحافــظ نگو وقتي تـــا هرجــا باشي همراتم
چرا حالــت پريـــشونه چـــــرا مايوس و دلسردي
خداحــافظ نــگو وقتي هـــنوزم ميشـــــه برگردي
تو يــادت رفته اون روزا يکي تنها کــست ميشد
خداحــــافظ که مي گفتي خـــدا دلواپست مي شد
دلم تنگه........
دلم گرفته ............
دلم گریه می خواد ..........
آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان !
دلم گرفته از این همه کینه .... این همه دروغ !
از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته .......
دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است !
دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم !
برای تنها گل محبتی که در بیابان دلم روئید و پس از این همه بی مهری و دروغ خشکید دلتنگم!
دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است...!
نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب
شیرینم سرگردانم ؟!
دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست.....
آره !
این روزا دلم بدجوری گرفته ... چشمام منتظر یک بهونه است ...
که هی بخواد بباره....
سهم تنهایی من
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
عشق واقعی به این می گن بعضی ها یاد بگیرن
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست
داده بودم
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده
روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس
اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره
دروغ و خيانت رو هك كن__ از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن__ با صداقت و وفا و معرفت چت كن__ از زيباترين خاطره زندگي وب بگير__تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي__و عاشق عشق باشين_در مسنجر قلبت عشق رو اد كن __وبه احساسات زيبايي پي ام بده__غم رو ديلت كن__و واژه بدي رو رينيم كن__براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه)
واسه شكستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواد.اما واسه اينكه از دلش در بياريشايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي... ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمت بندازي ، ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشك وبگيري كه با رفتن بعضي ها از چشمت جاري ميشه
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون
می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
سلام بچه ها اميدوارم كه حالتون
خوب باشه اومدم بهتون يه چيزي بگم يه
خبر خوشحال كننده احمد من اومد پيش
من و من از اين بابت خيلي خوشحالم و
نمي دونم چيكار كنم از خوشحالي
دلم ميخواست دوتا بال داشتم و پرواز
ميكردم .


امايه جاي كار ميلنگه ؟ اون دوست داره كه
من دوستش باشم . شايدم اينطور نباشه
ولي رفتاراش كه اينو ميگن .اون فکر میکنه
منم مثل بقیه ی دخترا هستم ولی این
طور نیست.
من تاحالاباهیچ کسی نبودم ونمی خوام به
جز احمد باکسی ديگه اي باشم نميدونم
اينو برم وبكي بگم . دلم ميخواد باور كنه كه
تمام زندگي من اونه.ولي چه جوري شو
نمي دونم .
((احمد جان اگه اومدي وبه اينجا سر زدي
ممنونت ميشم واسم يه نظر بزاري .و براي
اينكه من بفهمم شما هستيد فاميليتون رو
بنويسيد تا بدونم كه عزيزمن اومده وبهم
سرزده .حالامي خوام يه چيزي تقديمت
كنم اين شعر واين دسته گل دوستت
دارم تااخر عمرم ))![]()
تنها ترینم نرو تنها نزار منو
تنها سفر نکن سفر نکن![]()
این دل شکسته ی از یاد رفته رو دیوونه تر نکن
چشمای خیس من این چشمه های غم ![]()
دیوونه ی تو اند
ای رود مهربون از روز وصلمون ![]()
چیزی بگو به من حرفی بزن گلم
من کم تحملم حرفی بزن گلم![]()
من کم تحملم با گریه های تو
روزای شادمواز یاد می برم![]()
اما چه فایده می ترسم عاقبت
از یاد تو برم کم گریه کن گلم![]()
من کم تحملم چیزی بگو گلم
من کم تحملم با چشمهای خیس![]()
این چشمه های غم با گریه ی زیاد با خنده های کم
انگار تا ابد با این بهونه هاجای منو تو یه دیوونه خونه ها![]()
حرفی بزن گلم من کم تحملم
با من بمون گلم من کم تحملم![]()
امیدم ![]()
آرزوم ![]()
زندگیم ![]()
![]()
عمرم![]()
امیدم ![]()
دینم ![]()
دنیام![]()
نفسم![]()
امیدم ![]()
حواسم![]()
فکرم![]()
![]()
ذکرم![]()
امیدم ![]()
خیالم![]()
جسمم![]()
روحم![]()
امیدم ![]()
جونم ![]()
خونم![]()
![]()
قلبم![]()
امیدم ![]()
وجودم![]()
بودم![]()
نبودم![]()
امیدم ![]()
هستیم![]()
نیستیم![]()
![]()
فقط تو![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

"به شمارش نشتم ...
يک روز ....
دو روز ...
يک هفته ...
يک سال ....
يک عمر ....!
آري يک عمر .
يک عمر به پاي تو خواهم نشست .
با مهرباني هايت خو گرفته ام .
مرگ هم توان گسيختن عشق من را ندارد .
و امروز را ...
امروز که روز توست .
امروز که میخواهم، با دو دست عشق را ، در تار تار گيسوانت بپيچانم !
امروز که میخواهم ، کمان ابروهايت ، قلب کوچکم را نشانه گيرد !
امروز که ... ، نگاه ناز چشمان قشنگت ، مرا بيخود از اين زمانه می کند !
و امروز ...
از راهي دور ، اما نزديک تر از فشار دولب بر روي هم ....
با بغضي که از حسرت نديدن چند روزه ات به دل دارم ...
با صدايي که از عمق وجودم بر آميخته ...
سر بلند تر از همه ي عاشقان .
به تو ميگويم ...
با هر دم و باز دمم ...
به تو اي همسر آسمانی من ...
به تو اي محکمترین تکیه گاه مشرقي ....
به تو ميگويم .
امروز ، فراوان تر از هر روز ديگر ، دوستت دارم ."
"دوستت دارم "

آی آدمای دنیا ، عشقا چرا دروغه؟
بازار مکرو حیله ، هر روز چقدر شلوغه؟
مجنون چرا تو قصه ست؟
لیلی با درد و غصه ست
عشقا حراج دلهاست
دلها به کلی مردست
آی آدمای دنیا هر روز نقابی از نو؟
هر روز رنگی تازه بهر شکاری از نو؟
هر کی به فکر پول و هر کی به فکر دنیا؟
پس عاشقی کجا رفت، تا کی بگیم تا فردا؟
آی آدما کجا رفت ماه از دل شبامون
تا کی کسی نبینه اشکای بی صدامون؟
هر روز نفاق و کینه ، هر لحظه دل شکستن
فکر فرار واسه عهد وفا نبستن؟
آی آدما بجنبید دنیا فقط دو روزه
هر کی که دل نبنده ، آخر دلش میسوزه
باید کنار بذارید نقاب و کینه ها رو
با عاشقی دوباره روشن کنیم دلا رو
دوستی دلیل نمیخواد فقط یه دل کافیه
تا انتهای خوبی ، همین یه دل راهیه
آی آدما کجایید فرصت نمونده باقی
بیایید عاشق بمونیم تو کوچه ی اقاقی


سلام امیدوارم که حالت خوب باشه
من اگه اینو ساختم واسه اینکه هر وقت منو می بینی با هزاران نفرت به من نگاه میکنی من از این کار
خیلی ناراحتم من حتی تو عمرم با یه نفرم دوست نبودم وخودت هم خوب میدونی من تورو واسه
دوستی نمی خوام واقعا عاشقت شدم این کارو کردم تا همه بدونن دوستت دارم به پات نشستم
ومیشینم حاضرم تا آخر عمرم مجرد بمونم ولی بدون تو نباشم . حالا دوست داری بیشتر بهم اخم کنی
بکن دوست هم داری منو دوست داشته باشی دوست داشته باش همیشه واسه کسی تب کن که دوستت داره...منتظرت هستم ![]()
یاحق
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست











چشم انتظارم نزار تاریک و تارم نزار بیشتر از این غصه رو رو کوله بارم نزار ..

![]()